مهديس (فاطمه)مهديس (فاطمه)، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 19 روز سن داره

همچون ماه

روزمرگي

سلام، تولد امام رضا مبارک، هفته پيش روز دختر بود، چقدر خوشحالم که يک دختر ناز و مهربون دارم. هميشه آرزوم بود که بچه اولم دختر باشه، محيط خونه پدري خيلي مردونه و خشک بود ، هميشه احساس مي کردم اونايي که بچه اولشون دختره، اعضاي صميمي تر و مهربونترن با هم. يکي ديگه از آرزوهام که خدا برام رآورده کرده اينه که تا سي سالگي يک دختر و يک پسر داشته باشم اين روزها با دخترم خيلي خوش ميگذره، روزهاي زوج مي ريم استخر، دخترم ميره استخر کودک، مامانشم ميره شنا، خيلي صفا مي کنيم با هم، کمردردم هم کمتر ميشه. روزهاي خوبي را دارم مي گذرونم، خدايا شکرت چالش هرروز صبح مندو دخترم اينه که بره توالت، دستاشو بشوره، صبحانه بخوره، شبکه پويا تماشاکنه.معمولا روي ترت...
16 شهريور 1393

نماز گذار کوچک

سلام اگه ديربه دير ميام، اگه کم مي نويسم، اگه اصلا متناي قشنگي نمينويسم دوتا علت داره، اول اينکه اصلا نويسنده خوبي نيستم و دوم اينکه با دختر نازم کلي صفا مي کنم، جاتون خالي هر روز  کلي با هم خاله بازي مي کنيم، گاهي من مهديس ميشم اون مامانم يا  بابام و منو مي بره گردش، گاهي اون  بچه کوچيک ميشه من مامانش و ... و ...توقت نماز با من وضو مي گيره و نماز مي خونه، گاهي سوره اخلاص را براش تکه تکه مي خونم و اون تکرار ميکنه. عاشق کارتون ديدن و شبکه پوياس. صبح که بيدار ميشه اول ميگه مامان پويا مي حام. مي فرستمش تو حمام  و اون دو ساعتي آب بازي مي کنه بعد من ميشورمش و ميارمش بيرون.
29 مرداد 1393

دخترم خانم شده!!!

امروز که این مطلب رو می نویسم بیشتر از یک هفته است که هروقت نیاز به توالت داری خودت اطلاع میدی! دیگه سختی های فنقلی بودنت تموم شده و من بیشتر زمانیکه می تونم از اینترنت استفاده کنم را صرف جستجوی مسائل تربیتی ات می کنم، نه اینکه قبلا به تربیت ات بی توجه بودم ، حالا وقت بیشتری رو به آموختن نکات تربیتی  می کنم. می خوام یکم از کارهایی که در این رابطه انجام دادم بنویسم. اولین بار زمانیکه یک ساله بودی برای چکاپ سالانه نیاز به آزمایش ادرار و مدفوع و خون داشتی. خب خون راکه پرستارها زحمتش رو کشیدن اما نمونه ادرار با یورین بگ هرچه تلاش کردم نتونستم بگیرم. برای همین از لگن مخصوص بچه ها استفاده کردم که اونروز خیلی خوشت اومد و بهش علاقه ...
11 خرداد 1392

تولد دو سالگیت مبارک!

عزیز دلم حالا درست دو ساله که با خنده ها و گریه هات به زندگی مامانی و بابایی رنگ پاشیدی! کارت دعوت کفشدوزکی رو برای همه دوستای اینترنتی :   تزئینان اتاق و کفشدوزک هایی که همه جا بودند... جشن کفشدوزک ی و میز عصرونه شامل ژله کفشدوزک ، سالاد ماکارونی و سالاد الویه کفشدوزک و م یوه و ... اینم از کیک تولد کفشدوزکی... تولدتولد تولدت مبارک   چو گل پرخنده باشی بیا شمعارو فوت کن... که ص دسال زنده باشی اینم گیفت برای تشکر از شما دوستان که زحمت کشیدین و به جشن ما شادی و شور بخشیدید حالا فش فش ه بازی...... ...
29 ارديبهشت 1392

سلامتی!

عزیزکم، چندروزه بازم سرماخوردی. فک می کردم عید که بگذره دیگه از سرماخوردگی خبری نیست. اما هوای بهار معلوم نمی کنه که. زود خوب شو دیگه. سال قبل فقط یکی دوبار زمستون سرماخوردی. اما امسال همش درگیر بودی. نیست که خیلی شیطونی. به حرف مامانم که گوش نمیدی. اینه که زود سرمامی خوری. شبهایی که تب داری تا صبح پلک رو هم نمی ذارم. خوابم میاد اما مقاومت می کنم. می ترسم خوابم ببره و شما خدایی نکرده تو خواب تشنج کنی! این روزها به این عقیده رسیدم که مادری کردن از روزی  که جنین داخل رحم شکل می گیره ، آغاز می شه و تا لحظه مرگ همراه آدم می مونه. خودمو نمی گم. من که قابل این حرفها نیستم ولی خیلی مادرها رو دیدم که برای بچه هاشون چه زحمتها که ن...
4 ارديبهشت 1392

سال نو مبارک

بار دیگر نوروز آمد. با کوله باری از خاطره. خاطرات کودکی. چهارشنبه سوری ، سبزی پلو با ماهی شب عید، لحظه تحویل سال، دعای مقلب القلوب، عیدی و عید دیدنی. عزیز دلم سال دومه که کنارمونی، جمعمون سه نفره ست. چه روزهای خوبی، چقدر احساس خوشبختی می کنم. بذار ازین روزها برات بگم. امسال چهارشبه سوری شب عید بود. خونه مامان جون بودیم. همه خاله ها و دای ها جمع بودیم. تو حیاط داخل یه استمبلی آتیش درست کرده بودیم و شما چقدر خوشحال بودی. باهم از روی آتیش پریدیم. چند تا فشفشه و منور و سیگاری روشن کردیم. شب هم که مامان جون زحمت کشیده بود و سبزی پلو با ماهی گذاشته بود. چهارشنبه خونه خودمون بودیم. ساعت ٢ بعدازظهر سال تحویل بود. امسال کبیسه بود. هفت سینمون رو...
1 فروردين 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به همچون ماه می باشد